بدترین ویلن های انیمه؛ ۱۰ شرور خبیث تاریخ انیمه

بدترین ویلن های انیمه؛ ۱۰ شرور خبیث تاریخ انیمه

وقتی حرف از بدترین ویلن های انیمه می‌شه، منظورمون صرفاً یه کاراکتر شرور نیست که جلوی قهرمان وایسه و بگه «من دنیا رو نابود می‌کنم». ویلن‌های خوب معمولاً خیلی پیچیده‌تر از این حرفان؛ بعضی‌هاشون گذشته تراژیکی دارن، بعضی‌ها باهوش و manipulative هستن و بعضی‌ها هم واقعاً از اون آدم‌هایی‌ان که حتی نمی‌تونی یک ثانیه بهشون اعتماد کنی. بین ویلن های معروف تاریخ، شخصیت‌هایی پیدا می‌شن که گاهی حتی از قهرمان داستان هم جذاب‌ترن.

توی دنیای انیمه، ویلن‌ها معمولاً بازتابی از قهرمان‌ها هستن؛ انگار همون انتخاب‌ها و جاه‌طلبی‌ها رو گرفتن و بردنشون به تاریک‌ترین مسیر ممکن. بعضی‌ها دنبال نابودی دنیا هستن، بعضی‌ها می‌خوان انسان‌ها رو کنترل کنن و یه عده هم فقط از ایجاد هرج‌ومرج لذت می‌برن. برای همین پیدا کردن بهترین ویلن های انیمه همیشه فقط به قدرتشون ربط نداره؛ شخصیت‌پردازی، انگیزه و تأثیری که روی داستان می‌ذارن هم خیلی مهمه.

بعضی ویلن‌ها گذشته دردناکی دارن و حتی می‌تونیم بفهمیم چه اتفاقی باعث شده به این آدم تبدیل بشن. ولی درک کردن گذشته یک شخصیت، لزوماً به معنی بخشیدن کارهاش نیست. از اون طرف، بعضی شرورها هیچ بهانه‌ای برای رفتارهاشون ندارن و همین بی‌رحمی خالص باعث می‌شه اسمشون بین بهترین ویلن های تاریخ موندگار بشه.

توی انیمه شاپ آرچی هم وقتی صحبت از شخصیت‌های محبوب فندوم می‌شه، فقط قهرمان‌ها نیستن که طرفدار دارن. خیلی وقت‌ها یه ویلن کاریزماتیک اون‌قدر جذاب طراحی شده که حتی بعد از تموم شدن داستان هم از ذهن اوتاکوها بیرون نمی‌ره. حتی بعضی طرفدارها برای اتاقشون فیگور انیمه شخصیت‌های منفی رو انتخاب می‌کنن.

حالا بریم سراغ ۱۰ شخصیتی که از نظر میزان شرارت واقعاً جایگاه خاصی بین ویلن‌های انیمه دارن.

هشدار اسپویل: این متن پر از اسپویله، پس هر کدوم از انیمه های زیر رو اگه ندیدید و قصد دیدنش رو دارید، می‌تونید اون بخش از متن رو نخونید.

۱۰. باندروود؛ Made in Abyss

باندروود

باندروود یکی از White Whistleها و از بالاترین رتبه‌های Cave Raiderهاست؛ یعنی از همون ابتدا با یک غارنورد معمولی طرف نیستیم. مهارت و تجربه زیادی داره، اما علاقه وسواس‌گونه‌اش به Abyss و رازهای اون باعث شده تقریباً هر مرز اخلاقی قابل تصوری رو کنار بذاره.

در دنیای Made in Abyss، آبیس فقط یه غار عمیق نیست؛ محیطی مرموز و خطرناکه که پر از موجودات عجیب، Relicهای ناشناخته و لایه‌هایی با قوانین خاص خودشه. باندروود حاضر شده برای کشف این اسرار، انسان‌ها رو مثل وسیله‌ای مصرفی ببینه.

برای اون، زندگی آدم‌ها ابزاریه برای فعال کردن Relicها و رسیدن به چیزی که اسمش رو «پیشرفت» گذاشته. ترسناک‌تر اینکه پیروهاش واقعاً دوستش دارن. باندروود هم به اون‌ها علاقه نشون می‌ده، اما این رابطه بیشتر شبیه یک معامله‌ست؛ در ازای داشتن هدف و معنا، فرد باید هویت و حتی انسانیت خودش رو قربانی کنه.

همین فضای فرقه‌مانند باعث می‌شه جنایت‌های باندروود برای اطرافیانش عادی جلوه کنه. ترکیب دنیای تاریک آبیس، غارنوردی و Relicها با شخصیت باندروود، یکی از آزاردهنده‌ترین ویلن‌های این فهرست رو ساخته.

۹. موزان کیبوتسوجی؛ Demon Slayer

موزان کیبوتسوچی

موزان در دوران هی‌آن یک نجیب‌زاده بیمار بود و برای درمان بیماری لاعلاجش حاضر شد یک روش آزمایشی با Blue Spider Lily رو امتحان کنه. درمان باعث شد قدرت فوق‌انسانی و توانایی بازسازی بدن به دست بیاره، اما در عوض تبدیل به شیطان شد و یک مشکل بزرگ پیدا کرد: نور خورشید.

از اینجا به بعد، داستان شیطان کش برای موزان تبدیل به پروژه‌ای طولانی برای پیدا کردن راه غلبه بر نور خورشید شد. اون خون خودش رو بین انسان‌ها پخش کرد و با ساختن شیاطین مختلف، عملاً ارتشی برای خودش به وجود آورد.

موزان برای رسیدن به هدفش تقریباً هیچ اهمیتی برای زندگی انسان‌ها قائل نیست. شیاطین زیر دستش هم تا وقتی ارزش دارن که برای نقشه‌اش مفید باشن. همین نگاه باعث شده موزان در دنیای Demon Slayer هم یک شخصیت بسیار قدرتمند و هم یکی از بی‌رحم‌ترین دشمنان تانجیرو باشه.

۸. فادر؛ Fullmetal Alchemist: Brotherhood

پدر

Father یا همون پدر موجودیه که از طریق کیمیاگری در پادشاهی باستانی Xerxes به وجود اومده. اولین جنایت بزرگش هم چیزی کم از فاجعه نداره: نابودی کامل یک تمدن برای ساخت Philosopher’s Stone.

در فول متال آلکمیست؛ برادرهود، کیمیاگری فقط یک قدرت فانتزی ساده نیست و قوانین مشخصی مثل Equivalent Exchange داره. فادر دقیقاً تلاش می‌کنه از همین قوانین عبور کنه.

نقشه نهایی اون اینه که تمام Amestris رو به یک دایره تبدیل عظیم تبدیل کنه و با قربانی کردن مردم کشور، قدرتی در حد خدا به دست بیاره. انگیزه‌اش هم ترس از وابستگیه؛ فادر نمی‌خواد به هیچ‌کس نیاز داشته باشه، پاسخ‌گو باشه یا در برابر کسی سر خم کنه.

۷. دیو براندو؛ JoJo’s Bizarre Adventure

دیو براندو

دیو یکی از اون ویلن های معروفیه که تقریباً هر اوتاکویی اسمش رو شنیده. جذابیتش فقط به قدرتش مربوط نیست؛ خود شخصیتش انگار یک نمایش کامل از شرارت و کاریزماست.

از همان زمانی که وارد خانواده Joestar می‌شه، شروع به آزار جاناتان می‌کنه. یکی از اولین کارهای واقعاً نفرت‌انگیزش هم انداختن سگ محبوب جاناتان، دنی، داخل دستگاه زباله‌سوز بود. بعد از اون پدر جاناتان رو مسموم می‌کنه و بارها برای تحقیر کردن جاناتان دست به کارهای مختلف می‌زنه.

دیو حتی ارینا، عشق جاناتان، رو مجبور به بوسه می‌کنه تا بیشتر به رقیبش ضربه بزنه. در جوجو، شرارت دیو تقریباً تبدیل به بخشی از هویتشه و همین باعث شده حضورش در داستان خانواده Joestar این‌قدر ماندگار باشه.

۶. لایت یاگامی؛ Death Note

لایت یاگامی

لایت یاگامی شاید یکی از بحث‌برانگیزترین شخصیت‌های این فهرست باشه. بعضی طرفدارها هنوز هم معتقدن ایده اولیه‌اش برای پاک کردن دنیا از جنایتکارها قابل دفاع بوده. مشکل از جایی شروع می‌شه که لایت کم‌کم خودش رو بالاتر از همه قرار می‌ده.

وقتی دفترچه مرگ به دستش می‌رسه، تصمیم می‌گیره با قدرت Death Note مجرمان رو مجازات کنه و تبدیل به چیزی بشه که خودش «خدای دنیای جدید» می‌دونه. اما هرچه جلوتر می‌ره، عدالت کمتر و خودشیفتگی بیشتر می‌شه.

لایت می‌تونست یک اصلاح‌گر باشه، اما مسیر دیگری رو انتخاب کرد. رابطه و رقابتش با L هم یکی از جذاب‌ترین بخش‌های Death Note رو می‌سازه؛ دو نابغه که مدام تلاش می‌کنن قدم بعدی طرف مقابل رو پیش‌بینی کنن.

به همین دلیل لایت نمونه جالبی از اینه که چرا قویترین ویلن های انیمه الزاماً فقط شخصیت‌هایی با قدرت فیزیکی عجیب نیستن؛ گاهی یک دفترچه و یک ذهن نابغه برای تبدیل شدن به خطرناک‌ترین آدم داستان کافیه.

۵) یوهان لیبرت (Monster)

یوهان لیبرت

یوهان لیبرت از اون ویلن‌هایی نیست که با قدرت بدنی یا لشکر عظیم دنیا رو به هم بریزه؛ چیزی که ترسناکش می‌کنه، ذهنشه. یوهان آنتاگونیست اصلی مانگا و انیمه روان‌شناختی Monster ساخته نائوکی اوراساواست. داستانش به آلمان شرقی دهه ۱۹۷۰ برمی‌گرده؛ جایی که یوهان و خواهر دوقلوش بخشی از آزمایش دولتی‌ای به اسم 511 Kinderheim بودن.

یوهان از بچگی هوش فوق‌العاده‌ای داشت و خیلی زود وحشت‌هایی که اطرافش اتفاق می‌افتاد رو در خودش جذب کرد. یکی از اولین جنایت‌های بزرگش، قتل‌عام در Kinderheim 511 بود. همین موضوع باعث می‌شه یوهان از شخصیت‌هایی مثل فادر یا حتی دیو ترسناک‌تر به نظر برسه. فادر دنبال قدرت بود و دیو عاشق نمایش قدرتش؛ ولی یوهان انگار دنبال حذف کردنه. برای همین خیلی‌ها او رو یکی از بدترین ویلن های انیمه می‌دونن؛ چون چیزی که باهاش طرفی فقط یک دشمن قدرتمند نیست، بلکه یک خلأ انسانیه که مدام آدم‌ها و حتی خودش رو پاک می‌کنه.

نکته عجیب درباره یوهان اینه که حتی خودش هم از این ماجرا جدا نیست. اون در مقطعی دنبال چیزی بود که خودش «خودکشی کامل» می‌دونست؛ یعنی محو شدن کامل هویتش. همین جنبه‌های روان‌شناختی باعث شده Monster هنوز هم یکی از بحث‌برانگیزترین آثار ژانر تریلر روان‌شناختی باشه.

برای طرفدارهایی که دوست دارن علاقه‌شون به این دنیا فقط محدود به تماشای سریال نباشه، توی انیمه شاپ آرچی هم می‌تونی سراغ محصولاتی مثل فیگور انیمه و تیشرت انیمه بری و بخشی از دنیای موردعلاقه‌ات رو وارد کلکسیونت کنی.

۴) گریفیث (Berserk)

گریفیث

گریفیث یکی از وحشتناک‌ترین خیانت‌ها در تاریخ انیمه و مانگا برزرک رو رقم می‌زنه. رهبر گروه شاهین، آدم‌هایی رو که دوستش داشتن، بهش اعتماد کرده بودن و حتی حاضر بودن برای رؤیای اون بجنگن، قربانی می‌کنه تا دوباره به عنوان فمتو متولد بشه.

این اتفاق در جریان Eclipse رخ می‌ده؛ جایی که اعضای گروه شاهین به قربانی موجودات شیطانی تبدیل می‌شن. گریفیث حتی گاتس رو مجبور می‌کنه شاهد تعرض به کاسکا، عشق گاتس، باشه. این لحظه عملاً نقطه‌ایه که گریفیث آخرین بخش‌های انسانیتش رو کنار می‌ذاره و کاملاً به عنوان موجودی در خدمت تاریکی ظاهر می‌شه.

جالبه که گریفیث در ابتدا بیشتر شبیه یک شخصیت کاریزماتیک و جاه‌طلبه تا یک شرور کلاسیک. همین تغییر تدریجی باعث شده اسمش همیشه بین ویلن های معروف و شخصیت‌های منفی ماندگار تاریخ مانگا و انیمه دیده بشه. دنیای دارک فانتزی Berserk هم دقیقاً بستریه که چنین سقوطی رو چند برابر سنگین می‌کنه.

۳) فریزا (Dragon Ball Z)

فریزا

فریزا احتمالاً یکی از شناخته‌شده‌ترین ویلن‌های Dragon Ball Z محسوب می‌شه؛ شخصیتی که طوری طراحی شده که ازش متنفر بشی و جالب اینجاست که بیشتر از ۳۰ سال گذشته، ولی هنوز طرفدارها وقتی می‌بینن کسی بالاخره فریزا رو کتک می‌زنه، خوشحال می‌شن.

فریزا یک خودشیفته و قدرت‌طلب تمام‌عیاره که سیاره‌ها و گونه‌های مختلف رو صرفاً چون قدرت انجامش رو داره نابود می‌کنه. چیزی که قضیه رو بدتر می‌کنه، قدرت عجیبشه. برای بخش بزرگی از Dragon Ball Z، فریزا عملاً معیار سنجش قدرت و ترسه. حتی بعد از ورود دشمن‌هایی مثل سل و ماجین بو، هیچ‌کدوم دقیقاً اون میزان شرارت خالصی که فریزا داره رو تکرار نکردن.

برای همین وقتی درباره قویترین ویلن های انیمه صحبت می‌کنیم، اسم فریزا تقریباً همیشه جایی وسط بحثه؛ مخصوصاً برای طرفدارهای شونن و مبارزات کلاسیک انیمه.

۲) ایزابلا (The Promised Neverland)

ایزابلا

مادری که بچه‌ها رو با محبت بزرگ می‌کنه و در نهایت تحویل مرگ می‌ده؛ واقعاً خیانت وحشتناک‌تری هم می‌شه تصور کرد؟

ایزابلا یا همون «مامان»، سرپرست Grace Field House در The Promised Neverland ـه؛ یتیم‌خانه‌ای که در ظاهر جای امن و آرومیه و بچه‌ها توش زندگی خوبی دارن. ولی این ظاهر فقط یک پوششه. حقیقت اینه که این مکان در واقع یک مزرعه انسانیه و وظیفه ایزابلا اینه که بچه‌ها رو بزرگ کنه تا در نهایت به عنوان غذا برای شیاطین فرستاده بشن.

چیزی که ایزابلا رو متفاوت می‌کنه اینه که با یک شرور ساده طرف نیستیم. اون خودش قربانی سیستمیه که آدم‌ها رو مجبور می‌کنه بین زنده موندن و حفظ انسانیتشون یکی رو انتخاب کنن. همین تضاد باعث می‌شه شرارتش پیچیده‌تر از چیزی باشه که در نگاه اول می‌بینیم.

۱) شو تاکر (Fullmetal Alchemist: Brotherhood)

شو تاکر

و اما رتبه اول. شو تاکر.

این شخصیت شاید از نظر قدرت هیچ‌وقت در فهرست قویترین ویلن های انیمه قرار نگیره، ولی از نظر چندش‌آور بودن کارهایی که انجام داده، رقابت خیلی سخت می‌شه. تاکر یک کلاهبردار حرفه‌ایه که موفقیت علمی خودش رو به قیمت نابودی خانواده‌اش به دست میاره و اسمش رو هم «تحقیق» می‌ذاره.

اون دختر خودش رو با سگ محبوبش ترکیب می‌کنه تا یک کیمرا بسازه؛ موجودی که حتی به‌سختی می‌تونست چند کلمه حرف بزنه. همین اتفاق یکی از بیمارترین و غیرقابل‌بخشایش‌ترین لحظات تاریخ Fullmetal Alchemist: Brotherhood محسوب می‌شه.

قسمت بدتر ماجرا اینه که تاکر تقریباً هیچ پشیمونی‌ای از کاری که کرده نداره. وقتی با خونسردی سعی می‌کنه کارش رو برای ادوارد و آلفونس توجیه کنه، واقعاً آدم دلش می‌خواد وارد صفحه بشه و یک چیزی بهش بگه. برای همین شو تاکر با اینکه از نظر قدرت حتی نزدیک خیلی از ویلن‌های این فهرست نیست، از نظر بی‌رحمی جایگاه اول رو گرفته.

حرف آخر

چیزی که این فهرست رو جالب می‌کنه اینه که همه ویلن‌ها یک مدل شرور نیستن. فریزا نماینده قدرت و استبداده، یوهان با ذهن آدم‌ها بازی می‌کنه، گریفیث جاه‌طلبی رو تا تاریک‌ترین نقطه ممکن می‌بره و شو تاکر نشون می‌ده یک آدم معمولی هم می‌تونه دست به کاری بزنه که از خیلی از هیولاهای دنیای فانتزی ترسناک‌تر باشه.

به همین دلیل انتخاب بین بهترین ویلن های انیمه، بهترین ویلن های تاریخ و بدترین‌ها کاملاً به معیاری که برای «خوب بودن» یک ویلن در نظر می‌گیری بستگی داره. بعضی‌ها از نظر شخصیت‌پردازی فوق‌العاده‌ان، بعضی‌ها از نظر قدرت، و بعضی‌ها فقط کاری می‌کنن که بعد از دیدنشون چند دقیقه به صفحه خیره بمونی و بگی: «این دیگه واقعاً چه موجودیه؟»

برای طرفدارهایی که دوست دارن علاقه‌شون به این دنیا فقط محدود به تماشای سریال نباشه، توی انیمه شاپ آرچی هم می‌تونی سراغ محصولاتی مثل فیگور انیمه و تیشرت انیمه بری و بخشی از دنیای موردعلاقه‌ات رو وارد کلکسیونت کنی.

انیمه شاپ آرچی
به نظر شما جای کدوم ویلن تو این لیست خالیه؟
(بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد